محمد رضا واليزاده معجزى

304

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

امين الدوله انتقاديست ، انشايى بسيار روان و شيوا دارد . صدارت مجدد ميرزا على اصغر خان اتابك بالاخره ميرزا على خان امين الدوله از صدارت معزول و مجددا ميرزا على اصغر خان اتابك به صدارت برگزيده شد . در اين نوبت هم باز صدارت بر فرق عين الدوله ننشست و قلبا بيش‌ازپيش از مظفر الدين شاه مكدر و آزرده خاطر گرديد . ولى از آنجايى كه وى - همان‌طور كه قبلا هم نوشتيم - مردى دانا و تودار و عاقبت‌انديش بود ، چيزى دراين‌باره به روى خود نياورد و شايد در اثر همين صفت رضا و تسليم بود كه مشمول تصفيه اتابك هم شد و شاه از او دفاعى نكرد ، زيرا شاه در اين نوبت به واسطه بىپولى و خالى بودن خزانه به اتابك احتياج داشت و او را آورده بود كه از خارجىها وام برايش بگيرد . ميرزا على اصغر خان اين شرط را پذيرفت و پس از هيجده ماه توقف در شهر قم با سلام و صلوات به تهران وارد و در شانزدهم ماه ربيع الاول سال 1316 بر كرسى صدارت عظمى جلوس نمود . ظاهرا ميرزا على اصغر خان در قبال پذيرفتن شرط وام اختيارات تامى راجع به عزل و نصب « 1 » از شاه گرفته بود كه در اين مورد شاه از كسى وساطت نكند تا او به ميل خود هركس را به هر شغلى كه صلاح مىدادند ، بگمارد . بنابراين به محض دريافت فرمان صدارت قبل از هر كار به تصفيه مخالفين پرداخت و آنها را از حول‌وحوش شاه پراكنده ساخت و هركدام را به محلى فرستاد تا خود بدون دغدغه خاطر بر اوضاع مسلط گردد . من‌جمله فرمانفرما دشمن ديرين خود را « 2 » به بغداد و ميرزا محمد على خان قوام الدوله را به خراسان و ناصر الملك را بنام حكومت به كردستان و علاء الملك

--> ( 1 ) . نگارنده اين نكته را لازم به توضيح مىداند كه با اين‌كه تا قبل از سال 1324 قمرى رژيم ايران رژيم ديكتاتورى بوده ، مع هذا صدراعظم‌هاى ايران اختيارات تامه داشته‌اند و آنها مىتوانستند به ميل خود هركسى را به شغلى منصوب و يا از كارى معزول كنند و در خلال مطالعه تاريخ قاجاريه مكرر مىبينم كه صدراعظم عزيزترين فرزندان و يا عموهاى شاه يا برادران او را از حكومت ايالات و يا ولايات عزل كرده و شاه كمترين اعتراض و يا توصيه‌اى نكرده [ است . ] ( 2 ) . فرمانفرما به قدرى با اتابك دشمن بود كه در صدارت امين الدوله كه والى فارس شده بود مصمم شد در قم به عنوان ملاقات اتابك او را به وسيله سم يا وسايل ديگر از ميان بردارد . لكن ايادى ظل السلطان اين موضوع را شنيده به ظل السلطان گزارش دادند و ظل السلطان كه مريد ميرزا على اصغر خان بود ، او را از خيالات فرمانفرما آگاه ساخت و او در روز ملاقات عده‌اى را با اسلحه در پرده نشانيد به‌طورى كه فرمانفرما لوله اسلحه آنها را ديد و جرأت نكرد در اين مورد اقدامى به عمل آورد .